سیده ای که شفا گرفت


بین من و خداست

خودم
نظرات ()

بارها شده بشینم همون کلاه معروفم رو قاضی کنم و هی کارهایم رو سبک و سنگین کنم، هی به خودم امتیاز بدهم یا از خودم امتیاز کم کنم و در آخر یک جوری خودم را توجیه کنم و دفترم را ببندم و بقیه اش برای بعد.

اما این روزها هر چه می گردم هیچ کاری برای امتیاز دادن نمی بینم، دلم می گیرد انگار کسی در گلویم چنگ می زند و دفترم همیشه باز می ماند و کلی امتیاز منفی

خودم را می گویم، انگار دنیا اگر بهش پشت کنی یک روی قشنگی نشانت می دهد که بی اختیار دنبالش بدوی، وای چرا نمی توانم رویم را برگردانم، شانه هایم را بالا بیاندازم و رقصیدنش را نبینم، اصلا اگر نبینم در خاطرم تصورش می کنم...

تازه کلی توجیحات خوشگل و کادو پیچ هم می ریزد سرم....

خدایا!!!!!

درمانده ام کمکم کن.




:: برچسب‌ها: مدد خداوند
نویسنده : سیده ...
تاریخ : ۱۳٩۳/۸/۳٠
زمان : ۱:٥۳ ‎ب.ظ