سیده ای که شفا گرفت


بین من و خداست

غریب آشنا
نظرات ()

غریبه وجودم را کشف کردم.....

دلم حکم می کند صبح ساعت 5:30 با اولین صدای زنگ برخیزم، دلم حتی دو دقیقه زودتر بیدارم کرده و من هی وول خوردم و گفتم بابا زوده چرا این قدر عجله ؟

اما دلم وادارم کرد وضو ساختیم و نماز خواندیم نمازی که دلمان را سرحال کرد بعد تمرینات یوگا و رهایی و مدیتیشن...

دلم خوب است این روزها دوستش دارم اما نمی دانم چرا از بعضی ها گرفته نمی دانم چرا دوست ندارد کدورتش را با دوستانی محکم کند می خواهد فاصله بگیرد می خواهد کمی تنها تر باشد می خواهد خودش باشد و دخترک، خودش باشد و حلقه کوچک خانواده

دلم این روزها زود می گیرد اما به خنده دانشجویانم شاد می شود

دلم دیگر غریبه ای نیست در وجودم.....

خوش به حال خودم




:: برچسب‌ها:
نویسنده : سیده ...
تاریخ : ۱۳٩٢/٧/٩
زمان : ٩:٢٦ ‎ق.ظ