سیده ای که شفا گرفت


بین من و خداست

برای عرض تسلیت
نظرات ()

 

برای عرض تسلیت

امروز دردانه پیامبر همان دختری که نور چشم پیامبر بود، با دیدنش می شکفتند و غم ها از دلشان پر می گرفت در خانه غم هاست. آخر شما که فقط یک دختر نبودبد بانو! شما مادر پدری بودید که بهترین پدران عالم بود، و امروز که بهترین پدر در بستر بیماری ست چه سخت است هم جای دخترش گریه کنی و هم جای مادرش داغ ببینی و چه سخت تر است تصور رورزهای بی رحم بعد پدر.

آخر صفر است و شما به هر سو می نگرید غصه ای دل تان را پر می کند وای دنیا چقدر برای دردانه پیامبر کوچک بودی، و چه ظرفیت محدودی برای درک فاطمه داشتی.

دختر پیامبر امروز به پدرش می نگرد و گریه می کند به حسن می نگرد و روزهای بعد تر را می بیند و گریه می کند ، حسینم گریه نکن تو دیگر مادر هنوز وقت گریه کردن داری و زینبم آرام باش دستان کوچکش را می گیری تا تسلی بخشش باشی به جای روزهایی که .....

سعی می کنید امیر بزرگ اسلام اشک ها و خون دل خوردن هایت را نبیند،، اما مگر چیزی در چشمان تیز بین پنهان می ماند آن هم شما با آن احساس و شعور متعالی انسانی... یا ابن الحسن بیا این کودکان را در آغوش گیر که من می دانم غم پدر از دست دادن چیست...

مگر شانه های ضعیف شما چقدر تاب تحمل داشت بانو! مرا ببخشید امروز روضه ام را در گوش سجاده خواندم و دلم هوای شما را کرد، فکر در فضای معنوی شما، خواهش و التماس به درگاه کریمه شما

هر چند کوچک و ناتوان و کمم اما بانو برای عرض تسلیت ...جز گریه جز محبت خودتان و پدرتان و شوهرتان و فرزتدانتان چیزی نیست دیگر .

 




:: برچسب‌ها: راهم ببر
نویسنده : سیده ...
تاریخ : ۱۳٩۳/٩/٢٩
زمان : ۱٠:٠۳ ‎ب.ظ