سیده ای که شفا گرفت


بین من و خداست

میلادت بهترین اتفاق زمین است
نظرات ()

آمنه اسم بزرگ ست، اما نه برای دختر کوچکی که قرار است مادر بزرگترین مرد زمین باشد.

نه برای زنی که باید بهترین آفریننده را در خود بپروراند. محمدی که خدا بارها در قرآنش نازش را کشیده، دل داریش داده، از خشمش به خشم آمده و حبیب خودش می خوانده.

از آمنه کم شنیده ایم، اما خوب می دانم آنقدر پاک و خدایی بوده که چنین افتخاری را به دوش میکشد ، افتخاری که موجب فخر زنان عالم می شود.

------------------------------------------------------------------------------

مادرم می گوید شب تولد حضرت محمد(ص) متولد شدم، صدای گریه ام را هم ضبط کرده و بعدش شعر زیبایی که از رادیو برای میلاد پیامبر مهربانی ها پخش می شده، به احترام پیامبر مهربانی ها نام زهرا را برایم انتخاب می کنند و تا سه سالگی زهرایم می خواندند اما شبی مادر در خواب پدر مرحومش را می بیند که از او می خواهد نامم را آمنه بگذارند، این خواب سه شب ادامه پیدا می کند و مادرم قبول می کند.

مادرم می گوید سه سال داشتی، سرگرم بازی بودی تا آن زمان هنوز زهرا می خواندمت، دودل بودم برای تغییر نام آخر زهرا هم اسم پاکی ها و زیبایی ها نمی دانستم چه کنم؟ بی اختیار صدا زدم آمنه و تو برگشتی و گفتی بله مامان با منی؟

و این جور آمنه شدم

گویا مادر کلی مورد تمسخر فامیل و آشنایان برای این تغییر نام قار گرفت اما من امروز آمنه هستم و جاهایی که باید اسم شناسنامه را بگویم زهرا... نصف نام مادر پیامبر و نصف نام دختر

-----------------------------------------------------

اما من اصلا لایق این نام های نیستم، اصلا حقشان را در زندگیم درست ادا نکرده ام

مرا ببخش پیامبر مهربانی ها

مرا ببخش که با داشتن نام دو زن بزرگ این قدر کوچکم

میلادتان بر همه ما مبارک باد

-------------------------------------------

یا حضرت آمنه!

تورا به نوزاد نورانی ات! تورا به لحظه تولد محمدت، همانطور که نامت را به من بخشیدی دست را برای شفا به رویم بکش




:: برچسب‌ها: راهم ببر, مدد خداوند
نویسنده : سیده ...
تاریخ : ۱۳٩۳/۱٠/۱۸
زمان : ۱۱:٤۸ ‎ق.ظ