سیده ای که شفا گرفت


بین من و خداست

کیمیا
نظرات ()

الان برام اس ام اس زده

هیچ چیز دلنشین تر از این نیست که اسم تو رو صدا بزنه با یک علامت سوال......؟

و تو با تمام وجودت بگی جون دلم...

دلم بهانه می خواست بهانه بودن بهانه صبوری کردن بهانه ....

خودت خوب می دونی توی انتخابش تو رو مد نظر نداشتم اصلا اون سالها به قول معروف بد از مرحله پرت بودم نمی دونستم زندگی مشترک چی هست نمی دونستم زندگی متعالی چی هست

اما الان که نمی دونم چرا دوست دارم همه کاسه و کوزه های بی دینی و غفلتم رو گردن کسی بیاندازم دیواری کوتاه تر از او نیافتم

خدایا اگرچه در خواب غفلت بودم و انتخابم با نظر شما نبود اما الان می خوام به نظر لطف شما به بهترین شکل حفظش کنم دوست دارم به پایش پیر شوم به پایم پیر شود

دوست دارم باز هم با هم بخندیدیم موقع اذان دعا کنیم

خدایا خودت هر که را بخواهی هدایت می کنی مرا همسرم را خودت هدایت کن

خودت مارا در راهت ثابت قدم بدار

می دانم کار سختی ست اما من بین آسان و درست یکی را بر می گزینم و این بار بر خلاف همیشه درست را بر می دارم هرچند سخت است هرچند زوج هایی را که می بینم با هم از هیئت و مسجد می آیند ته ته دلم حسودیم می شود هر چند نمی توانم بهش اقتدا کنم

اما زندگیم را به دستان پر مهر مادرم می سپارم تا خاک را به نظری کیمیا کند

آنان که خاک را به نظر کیمیا کنند

آیا شود که گوشه چشمی به ما کنند




:: برچسب‌ها:
نویسنده : سیده ...
تاریخ : ۱۳٩٢/۱٠/٢٢
زمان : ۱:٢۱ ‎ب.ظ