سیده ای که شفا گرفت


بین من و خداست

فاطمه دختر بابای بارون
نظرات ()

خدای بزرگترینم

امروز اومدم ازت تشکر کنم که من خواب زده راه گم کرده رو گرفتار کردی

گرفتار خودت

من فارغ بودم و بی عار و تو راهم دادی

کی این کارو می کنه خدا جونم

کی به یک کسی که این قدر گنه کاره و بی خیال بی خیاله به کسی که همه چیز داشته اما پشت کرده راه نشون می ده

فقط می خوام ازت تشکر کنم

از اینکه بهم رحم کردی

از اینکه دوسم داشتی

داشتم وبلاگ فاطمه( دختر بابابی بارون) رو می خوندم همون دختر20 ساله ای که الان پیش خودته

چه آرامشی

داشتم فکر می کردم اون دختر بیگناه برای لایق شدن این قدر سختی کشید

من چجوری باید صیقل داده بشم

من چجوری باید پاک بشم

شروع کن  من آماده ام

تو به قدر ظرفیت آدمها نگاه می کنی و با همه به احسانت می نگری

کمکم کن

حسود نباشم

خسیس نباشم

دروغ نگم

ترسو نباشم

زیاده خواه نباشم

بد اخلاق نباشم

متوقع نباشم

کمکم کن به خلقت که اینقدر دوسشون داری خدمت کنم

کمک کن با آدم های خیلی خاصت خیلی خیلی ویژه ات همنشین بشم

فقط ولم نکن

منو به خودم نسپار که نفسم از شیطان بدتره

دستم رو بگیر




:: برچسب‌ها:
نویسنده : سیده ...
تاریخ : ۱۳٩٢/۱٠/٢٤
زمان : ٩:۱٦ ‎ق.ظ