سیده ای که شفا گرفت


بین من و خداست

قرارمان چه شد؟؟؟
نظرات ()

قرار بود شبها این قدر خسته نباشم که یک ربع ساعت هم برای مرد مهربان خانه وقت نگذارم

که هنوز سرم به بالش نرسیده بدون خواندن سوره واقعه بدون راز ونیاز خوابم ببرد

قرار نبود صبح ها تا لحظه آخر بخوابم و آیه الکرسی جهت سلامتی آقایم را در حال درست کردن لقمه دخترک بخوانم

قرار نبود نماز شبم قطع شود و دستم از دامانت کوتاه تر

قرار نبود می دانم

غفلتم را ببخش

ببخش که دیروز موقع خرید پالتو خیلی خیلی پرت شدم

ببخش که این قدر ناتوان و بد قول و نا شکر هستم

مگر تو به من این همه لطف نکردی

مگر تو مرا با آقایم آشتی ندادی

مگر تو به من جز این دنیای مادی دنیای قشنگ دیگیری نشان ندادی

پس چرا من گاهی ایم طوری می شوم

چرا گاهی مثل الان دنبال ردپایی از شما می گردم

ببخش ناپرهیزی کردم

ببخش خدای مهربانم

انگار قسمت شده این صفحه ها رنگ ضجه بگیرد

قسمت نشد پابوس امام مهربانی ها بروم

امام رضای عزیزم من همچنان منتظرم که بیایم با خودت خلوت کنم و بعد .....

امروز خواهرم رفت مشهد قرار بود ما هم برویم اما پای مرد مهربان خانه هنوز در گچ است

نشد

نخواست

لایق نبودم

اما می آیم

من کوتاه نمی آیم

دلم هوایت را کرده




:: برچسب‌ها:
نویسنده : سیده ...
تاریخ : ۱۳٩٢/۱٠/٢٥
زمان : ۱٠:٠٥ ‎ق.ظ