سیده ای که شفا گرفت


بین من و خداست

تق تق تق !!!!
نظرات ()

السلام علیک یا سیده نساء العالمین

سلام بانوی بزرگ

زبانم به کلمه مادر نمی چرخد که بس نا خلفم

اصلا شرمنده ام پیشگاه شما

از من بی نواتر؟؟؟؟

سالها شما بودید، مجلس عزای شما بود و دل ما پی چیزهای دیگر....

حالا که آمده ام بانو آنقدر گناه آلودم که خودم از حضورم شرم دارم

اما مگر شما همان عروسی نیستید که لباس عروسی می بخشد؟

مگر شما همان روزه داری نیستید که اطعام افطار می بخشد؟

مگر شما همان خانومی نیستید که گردنبند طلا می بخشد؟

اصلا مگر شما همان نوری نیستید که زندگی می بخشد؟؟؟؟؟؟

چرا هستید.

من نیستم

اصلا انگار نبوده ام

انگار سالها به جای زندگی بازی کرده ام

با خودم

با دارو ندارم

.............................................

هر سال مجلس روضه شما برگزار می شود

خانه مادرم

که عاشق شماست

من همان گدایی هستم که حاجت گرفتم

به همه گفتم

جار زدم

و شله زرد پختم

گریه کردم

...................................

امسال را با شما آغاز کردم

با روضه های شما

حتی وقتی مهمان داشتم

روضه شما می شنیدم

بانو ! من ناچیزتر از آنم که بخواهم شما نگاهم کنید

شما کجا و دست کوته گناه آلود ما کجا؟

من همین دم در می نشینم

هیچ صدایی نمی کنم

فضه را برای دلجویی می فرستید؟؟؟؟؟؟؟




:: برچسب‌ها:
نویسنده : سیده ...
تاریخ : ۱۳٩۳/۱/۱٦
زمان : ٩:۱٧ ‎ق.ظ