سیده ای که شفا گرفت


بین من و خداست

وقتی هوا ابری میشه؟؟؟؟
نظرات ()

این شعر رو همیشه دوست داشتم

وقتی هوا ابری میشه                  حال و هوامو می دونی

امروز هوا این قدر لطیف بود که انگار فرشته های شما همین چند ثانیه پیش ازش عبور کردن

اونقدر هوا عالی و ابری بود اینقدر باد قشنگ می وزید و بوهای قشنگ می یومد که فکر کردم این زمین هست که می گی جای کمیه جای موندن نیست و سرای باقی بهتره

وای پس بادها و بوهای اون دنیا جوار اون کسانی که بهشون نعمت دادی چطور می تونه باشه خدایم؟

ممنون به خاطر این که هوای ما زمینی های گرفتار رو هم داری و گاهی اینطوری دلشون رو باز می کنی

دوست دارم برم جایی که بهم بگن فقط خدا اینجاس بعد بس بشینم و حالم هوایی بخوره

اما تو همه جا هستی و این انگار کمی کارو سخت می کنه

اینکه من نمی تونم باور کنم خدای اینقدر بزرگ همه جا هست

وای که چقدر کوته فکرم

دیشب دوباره داستان حضرت موسی رو خوندم

نمی دونم چرا این داستان اینقدر منو سحر می کنه

مخصوصا اونجایی که بهش می گی منم الله رب العالمین

وای اصلا نمی تونم پیش خودم فرضش کنم

بعد عین بچه هایی که به کشفیات جالب رسیدن بلند بلند برای شوهرم خوندم و اون هم هاج و واج منو نگاه می کرد

سعی کردم زیاد طفره نرم

از دست قوم بنی اسرائیل حسابی حرص خوردم پیامبر پیششون و دارن این همه معجزه می بینن و بعد 40 روز غیبت حضرت موسی گوساله پرست می شن

بعد فکر می کنم حال و روزگار ما آیا بهتره؟؟؟؟؟

آیا ما وجود ولی امرمون رو حس نمی کنیم

آیا امام زمان ما غریب تر از حضرت موسی نیست؟؟؟؟؟؟

حالا دارم از دست خودم حرص می خورم................................

افسوس

افسوس




:: برچسب‌ها:
نویسنده : سیده ...
تاریخ : ۱۳٩۳/۱/٢٠
زمان : ٧:٢٠ ‎ق.ظ