چه تنی کرده تبم....

دخترک بی حال و مریض گوشه ای نشسته گاه میخوابد و گاه چشم های بی رمقش را باز می کند و من چنگ انداخته ام به دامان امام رئوفم و ذکر "یا من اسمه شفا و ذکره شفا " ورد زبانم شده...

دلم خنده های بی مهابای دخترک را می خواهد و در دلم مروری می کنم امروزم را.

این تب بی دلیل نیست و مسلما از من است که تن نحیف دخترک را نشانه گرفته تا جگرم بیشتر بسوزد بیشتر داغ شوم و بیشتر فکر کنم.

مرکب تن بی جان است و نگرانی بر جانم نشسته، دستهایم به بالاست و می دانم این قدر بهانه دارد این تب که امشب بیرون نرود و تا صبح چشم هایم روی هم نیاید مگر اینکه خدایم کمک کند مگر اینکه دلش به حال زارم بسوزد مگراینکه آدم شوم.

خدایم! این تب که در جان دخترک خانه کرده را به تو می سپارم و امشبم را نذر شما می کنم تا آیه آیه ات را بنوشم و بیدار بنشینم به تلافی که نمی شود اما برای همه شبهایی که بالای سرم بودی و من در خواب ، هی ساعت زنگ می زد و هی من به پنج دقیقه بعد موکول می کردم هر قدر از من کم شده و باید جبران شود.

باید جبران کنم.

/ 6 نظر / 46 بازدید
مامان آریا

الهی بمیرم وااااااااااااااااااااااااای چرا دختر گلمون مریض شده زهرا گوشیم هم خرابه نمی تونم اس بدم الان حالش بهتره ؟ تب قطه شد ؟ چه زیبا گفته بودی آره آدم اصلا به اینی که گفتی فکر که می کنه از حجالت آب میشه می ره تو زمین آره والله اما خدا شاهده که ما صبح تا شبمون دور از یاد خدا نیست خالی از یاد خدا نیست من شبها که میخوام بخوابم و پسرک تا لحظه آخر خواسته از خودش بیرون داده ، خسته و کوفته ، با هم میگیم : بسم الله الرحمن الرحیم و من بلند میگم : خدایا به امید تو یعنی می خوابم به امید تو ، در پناه تو ، برای تو ، به یاد تو و خدا خوب می دونه منظور من از اون خدایا به امید تو همین ها بوده خدایا برای تو می خوابم و برای تو بیدار میشوم خدا خودش می دونه که قلبمون باهاشه حتی وقتی خوابیم اما درباره گذشته افسوس که خیلی داره اندازه ای که جگر آدم داغ میشه چه میشه کرد ما مامور به وظیفه هستیم و خدا هم دستور داده شما از هر جا فهمیدی برگرد من خودم خریدار پشیمونی هاتم و منم که سیئات رو به حسنات مبدل می کنم همون طور که خیلی ها که گذشته خوبی داشتند ممکنه با کارهای امروزشون حسناتشون رو به سیئات مبدل کنن توکل بر خدا

مامان آریا

و من بلند میگم : خدایا به امید تو یعنی می خوابم به امید تو ، در پناه تو ، برای تو ، به یاد تو و خدا خوب می دونه منظور من از اون خدایا به امید تو همین ها بوده خدایا برای تو می خوابم و برای تو بیدار میشوم خدا خودش می دونه که قلبمون باهاشه حتی وقتی خوابیم اما درباره گذشته افسوس که خیلی داره اندازه ای که جگر آدم داغ میشه چه میشه کرد ما مامور به وظیفه هستیم و خدا هم دستور داده شما از هر جا فهمیدی برگرد من خودم خریدار پشیمونی هاتم و منم که سیئات رو به حسنات مبدل می کنم همون طور که خیلی ها که گذشته خوبی داشتند ممکنه با کارهای امروزشون حسناتشون رو به سیئات مبدل کنن توکل بر خدا

مامان آریا

آره حتما باید جبران کنیم و توفیق جبران رو باید از خودش بخوایم برای من هم دعا کن خواهرم راستی امروز گوشی خریدم بالاخره چون دیگه مجبور شدم گوشیم دیگه جواب نمی داد از این به بعد بیشتر می تونیم باهم باشیم

صبرا

واااای عزیزم تب دخترتون خوب شد؟ [ناراحت] چه نگاه زیبایی [رویا]

فاطمه همسر سید علی

سلام سادات خانم حال دخترتون بهتره ؟ عاشق اینجور نگاه هام ... کسایی که از زاویه های خاص و نابی به اتفاقات زندگیشون نگاه می کنند

طلبه بانو

الاشاراة للخواص! اشاره ها رو خواص میگیرن. شما انگار خوب اشارات رو میگیرین سیده جان. خوش به حالتون. توفیقاتتون روز افزون.