به هر جا بنگرم...

انگاری خودت با دست های هنرمندت نقاشی کرده باشی

هر رنگ سر جای خودش هر عطر به وقت خودش...

دلم دیگر جا نداشت برای لبریز شدن

چشم هایم کم می آورد از دیدن

و نفسم دیگر از بوییدن در نمی آمد

جز سجده شکر چه کاری می توانستم....؟

سجاده ام در دامن دشت پهن شد و انگار در بهشت تو نماز می خواندم

راستی این دنیای کم و ناچیز و بی مقدار این است آیا ما مجال دیدن بهشتت را می یابیم؟؟؟؟

دشتهای زیبا و پر گل اردیبهشتی اردبیل فندق لو جای ظریف بینان خالی

خالی

 

/ 1 نظر / 24 بازدید
رواق

سلام بر سیده بانوی گرامی. دوستان ِ عزیز به جای ما... "ان شاءالله" همیشه سلامت باشید و شاد و آرام. التماس دعا. پاینده باشید.