سفر به کربلایم آرزوست...

کربلا می خواهم با همه وجودم اما انگار زمان مطرح کردنش نیست، یاد گرفته ام اصرار زیاد نکنم و به مدبرالامور بسپارم مثل همه کارهایم که دیگر اصراری در کار نیست.

حرف مرد ما فعلا نه شده و من نمی دانم چرا مرد مهربان ما که نماز خواندن هایش هر روز الحمدالله مرا در پی دارد و شادی و شعفی بزرگ، آمادگی کربلا ندارد؟ ( مگه می شه؟ مگه داریم؟)

نه در کت ما نمی رود این حرف ها

امروز از کسی که بین همه کریمان به بخشندگی شهره است، بزرگواری که جود و احسانش ما را تربیت کرده هر چند ندانیم، خواستم و چه کسی بهتر از جوادالائمه (ع)

پای لب تاب بودم و سرم را به طرفش چرخاندم از آن نگاه های که باید حتما اثر کند و گفتم دلم سفر می خواهد شاید تا 3 سال دیگر نتوانیم برویم.... گفت بگرد و یک تور خوب پیدا کن هر جا دوست داشتی...

و دستانم در صفحه کیبورد در مستطیل سرچ گوگل نوشت "تور کربلا مهر 94" انواع و اقسام تورها آمد و من یکی یکی باز کردم و با حسرت بستم

بعد لحظاتی گفت خوب چی پیدا کردی منم لیستی از تورهای هند و مالزی و ترکیه را ردیف کردم اما دلم پیش صفحه کربلا بود که پایین صفحه مینیمایز کرده بودم.

 

 

----------------------------------

پ ن: راستی وبلاگم دو سال و چهار روزه شده خیلی خوشحالم نمی دونم چرا مثل بچه ای شده برام که با خوندن هر پستش کلی چیزهای بد و خوب برام زنده می شه خیلی دوستش دارم و از خدا ممنونم

/ 1 نظر / 118 بازدید
محبوب حبیب

سلام سیده ی عزیزم چقدر خوب که دلت اینقدر هوا کرده. همین یعنی یه قدم از دعوت. ان شاء الله به زودی دلت که دعوت شده، جسمت هم دعوت بشه و اونجا یاد دعای من بیفتی :)