مهمان نوازیت نمک گیرم کرد

چه مبارک سحری بود و چه فرخنده شبی

وسعم ناچیزبود اما به برکت وجود آقایم انگار بزرگ شده بود

مهمان نوازی رسم شماست آقا!

شماو خاندانتان همیشه همینطور بودند چه کسی هست که نشنیده باشد مهمان نوازی را به حد اعلا رساندید.

شبی در حرم امن خودتان من کجا و صریح مقدس شما کجا؟ انگار صحن زیبایت مال من بود ، نماز می خواندم و دلم تنگ می شد و ضریحت مرا می خواند.

هر کجا را نگاه می کردم تو بودی و من مثل تشنه ای بودم کنار دریا کنار دریای لطف شما

انگار خدا می خواست بارقه ای از بهشتش را نشانم دهد .حلاوت بودن با خودش

همه را دوست داشتم، همه را بخشیدم، آمدم دعا کنم، اما ...

گفته بودم چو بیایی غم دل با تو بگویم

چه بگویم که غم از دل برود چون تو بیایی

 

دعایم خودت بودی که مستجاب شده بود همه کارها درست بود سر جایش نه کم نه زیاد همه چیز انگار در یک مسیر بود .

کاش زمان متوقف می شد

 


/ 3 نظر / 12 بازدید
صبرا

زیارت قبول بانو [گل] التماس دعا [قلب] ممنون که به وبم سر زدی خیلی خوشحالم کردی[گل]

فاطمه همسر سید علی

سلام سادات خانم زیارتتون قبول باشه ... [گریه] خیلی دلم برای امام رئوفم تنگ شده ..

نجمه

اشک تو چشام جمع شد با خوندن این پست... خوش به حالت که غمت از دل برودی.. من برمیگردم غمم سرجاشه!! چه خلوت!! انگار نصفه شبه! یعنی اون دفعه هایی که میگم نجمه خلوته برو جلو عمرا اینطوری بوده زیارتتون قبول خانم ما را هم دعا کنید...