همسر تمام وقت

اون موقع ها که یوگا می رفتم همش دلم مراقبه به شیوه اونها رو می خواست تو یه صبح تو ایوون خونه ترجیحا شمال بشینم و یوگا کار کنم و مراقبه کنم، حتی یکبار یادمه رفته بودیم شمال، من صبح اومدم تو ایوون و عین جن زده ها یوگا می کردم که زن همسایه تا منو دید ترسید.....

واقعا به زندگی الانم که نگاه می کنم از این همه تغییر شوکه می شم.... خدایا شکرت

اما الان خوب می دونم مراقبه نه نشستن و تنفست رو شماردن و سوراخ های بینی رو گرفتن هست مراقبه مراقبت لحظه به لحظه همین زندگیست که جاریه نه گذشته و نه آینده همین الان که به دخترک صبحانه می دم، حموم می برمش براش شعر می خونم، باهاش بازی می کنم و خیلی خیلی سعی می کنم از رفتارهای بچه گانش عصبانی نشم و چیزهایی که تو این مدت از کتب و احادیث یاد گرفت انجام بدم

یعنی همین که همسر وارد خونه می شه با یک خانمی مواجهه می شه که انگار داره می ره عروسی!!! یه خانمی که بوی غذاش کل آپارتمان رو برداشته می گه و می خنده و حتی موقع هایی که همسرش از دست روزگار عصبانیه و جایی برای غر زدن نداره جز همسرش خیلی خیلی با صبوری گوش می ده حتی قربون صدقه بد اخلاقی هاش می ره....

فردا سالگرد ازدواجمون هست

هفتمین سال.....

اما برای من اولین سال هست، همین سالی که یاد گرفتم همسر باشم، تمام وقت، با تمام وجود یک همسر نمونه باشم، می دونم خیلی خیلی مشکل دارم خیلی جاها می تونستم بیشتر باشم و بیشتر تلاش کنم اما از یکسالم راضیم، از اینکه شب وقتی سر روی بالش می زارم خدارو شکر می کنم اینکه وقتی به همسرم می گم شب به خیر یک عاقبتت به خیر دلنشین می شنوم، اینکه امروز برای اولین بار همسرم منو برای نماز صبح بیدار کرد، اینکه داریم نماز های سه نفری می خونیم، اینکه وقتی ناراحتم و از ته دل دوست دارم با همسری سر یک مسئله پیش پا افتاده جر و بحث کنم و قهر کنم و برم تو اتاق درو ببندم( کاری که این 6 سال می کردم) می شینم و دست های مردونه اش رو می گیرم و حرف می زنم حتی اگه نگاهش رو از من برداره من از رو نمی رم و تا دلش رو به دست نیارم ول کن نیستم...

همه میگن این کارها مرد رو پر رو می کنه و ..... حرف های که حتی تکراراش برام ملال آوره من 6 سال با اون طرز تفکر زندگی کردم و 1 سال با این طرز تفکر و از این لحظه به بعد می خواهم شوهرم رو پر رو کنم می خوام تمام وقت همسرش باشم با تمام وجودم چون خدا منو برای آرامش اون آفریده.......

 

الهی مدد

/ 5 نظر / 55 بازدید
نیلوفر

فک کنم دوباره به وبتون ميام سايت خوبي دارين به خصوص مطالبتون عالي هستن

همسر سید علی ...

سلام سادات خانم واااااااااااااااااای خیلی تبریک می گم سالگرد ازدواجتون رو .. ان شالله با عشق و بندگی خدا تا آخر عمر در کنار خوب و خوش باشید ... [قلب] یه مدتیه به فکرم برم یوگا [خرخون]

همسر سید علی ...

نمی دونم چرا فکر می کنم اینجا و پستهای قبلی نظر گذاشتم .. ولی اینجا نیست چرا پس ؟ یعنی توهم زدم ؟[رویا]

فاطمه سادات

سلام سیده جان مدت زیادیه که مشتری دائمی اینجام اما آسته میام و آسته میرم اما امروز می خوام بابت خیلی چیزها ازت تشکر کنم تقریبا هر روز سر می زنم تا اگه مطلب جدیدی نوشتی بخونم اگرچه تعداد مطالبت کمه اماهمون کمش هم چون از دل برمیاد بسیار تاثیر گذاره با خوندن پست آخرت اشک توی چشام جمع شد بهت تبریک می گم ان شاءالله این نگاه پر عنایت رحمانی همیشه بر سر زندگیت باشه یه خواهشی داشتم برات ممکنه بیشتر بنویسی و با جزئیات بیشتر تغییر نگاهت رفتارت و.... همه برای من آموزنده و به شدت موثر ه یه طور اثر می ذاره که خودم هم تفاوتش رو حس می کنم . خواستم بگم اگه بیشتر و کامل تر بنویسی راه دوری نمی ره یکی هست که کلی از این نوشته ها به لطف خدا استفاده می کنه ممنون موفق باشی دوست ندیده ام

مامان نازنین زهرا

چندبارگذرا خونده بودمتون واز این به بعد همیشگی ان شاالله... یاد گرفتم ازتون ممنون... راستی پزشکی میخونین؟