گرفتار

دفترم را بستم همان که هر روز کارهای روزانه ام را یادداشت می کنم و بعد یکی یکی تیک انجام شد می خورد یا انجام نمی شود و همان طور باقی می ماند، بستم تا اینقدر به کارهایی که اینقدر درگیرم می کند فکر نکنم، دلم یک گوشه دنج می خواهد با یک صحیفه سجادیه و مفاتیح الجنان و کتاب مقدس خودت که بنشینم بی دغدغه اشک بریزم و خالی شوم

خالی شوم از درس های هر روزه که نمی دانم چه می خواهند از من نمی دانم .... دلم با تو بودن را می خواهد و اینقدر هنر ندارم که پلی بزنم بین این دغدغه های زمینی و قامت بلند شما

نه اصلا هنرش در من نیست خیلی زود گرفتارم می کنند .....

خدای بزرگم

دستم به دامانت

تو را به حق فاطمه و پدرش تو را به حق فاطمه و شوهرش تو را به حق فاطمه و فرزندانش..... مرا آنطور کن که دوستم می داری

/ 3 نظر / 19 بازدید
طهورا- همنفس طلبه

هو الکریم باسلام . گرفتاری آدمها گاهی قشنگ می شود . گرفتار او شدن زیباترین گرفتاری هاست . انگار می خواهی تا گردن در آن فرو روی و زندگی ات در گرفتار او شدن خلاصه شود

خادم الشهداء

الهی انت کما احب فاجعلنی کما تحب سلام وخداقوت سیده خانم دردودلات با خدا خیلی قشنگه ان شاءالله از این به بعد میام میخونم ولذت میبرم یاعلی

R m

اللهم وفقنا لما تحب و ترضی .... در پناه حق موفق و موید باشید یاعلی التماس دعا [گل][اضطراب]