فراخوان چی شد نماز اول وقت خون شدم...

به نام خداوند هدایت بخش

مدتها بود می دونستم چیزی در زندگیم کمه! با داشتن شوهر خوب و فرزند خوب و شغل و تحصیلات خوب، حالم خیلی خوش نبود و این یعنی یه جای کار می لنگه

راستش ته دلم می دونستم چی می خوام

می دونستم یه نگاهی منتظر منه و مثل فیلم های تلویزیونی میگه بدو دیگه زود باش بجنب دیر میشه

منم به هوای خودم رفتم کلاس یوگای ذهن ثبت نام کردم

کلاسی با حال و هوای عرفان هندی، اوایل برام جدید بود و سعی می کردم همه تمرینات جسمی و روحیش رو انجام بدم که کم کم وارد ماه مبارک رمضان شدیم

باید صبح ها قبل از طلوع بر می خواستی و بعد کلی شستشو آسانا(تمرینات جسمی یوگا) انجام می دادی و بعد مدیتیشن و مراقبه( البته نماز یومیه رو می خوندم اما نه مراقب اول وقت و با آگاهی)

یه روز که بعد خوردن سحر سجاده پهن کردم و به عادت همیشگی تند نماز خوندم تا به تمریناتم برسم کمی نمازم طولانی شد حال خوبی بهم دست داد و بعد از خستگش سر سجاده خوابم برد

خواب دیدم از جسمم بلند شدم و دور تا دور خونه با روحم راه می رم خاطره زیادی ندارم اما همین که بیدار شدم فهمیدم آگاه شدن با یوگا نیست با نمازه

و من از اون روز به جادوی نماز پی بردم و خدا کمکم کرد و الان نماز اول وقت برام بهترین مراقبه شده که باهاش آرامش می گیرم

به یمن وجود نماز زندگیم حال و هوای دیگه ای گرفته، نماز شب بهترین وقت زندگیم شده و این ها همه رو از برکات نماز می دونم حتی حجابم و رفتارهام هم اسلامی تر شده

هر چقدر خداوند بزرگ رو برای این هدیه بزرگ توی ماه مبارک رمضان شکر کنم کمه

می گن بخواهید تا بدست آورید

توی همین عرفان هندی می گن اگه شاگرد حاضر باشد استاد خود مهیا می شود

من یک شاگرد بودم و خدا احسانش رو در حقم تموم کرد

الهی افعل ما بنا انت اهله

/ 2 نظر / 45 بازدید
یکی از بچه های مسجد

سلام خاطره تون عالی بود و در وبلاگ ثبت شد هجدهمین خاطره قبول باشه ان شاء الله لطفا در اطلاع رسانی این طرح در نت و خارج از نت ما را یاری دهید خدا حفظتون کنه

حوا

خیلی مهمه که بتونیم بفهمیم کجای کار میلنگه و از کجا باید شروع کرد من من یه جایی گیر کردم که نمیدونم کجاست دعاکن پیدا بشم. [گل]